صفى الدين محمد طارمى
212
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب الصبر قال اللّه تعالى : وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ « 1 » . به درستى كه گفت : « و نيست صبر تو مگر به خداى تعالى . » چرا كه صبر نمىباشد مگر به قوّت ، و « قوّت از براى خداست جميعا » « 2 » پس كسى كه تأييد نكند او را خداى تعالى به قوّت خود ، استطاعت نمىدارد او اينكه صبر كند . [ معناه ] و الصبر حبس النفس على جزع كامن عن الشكوى . يعنى : حبس نفس است از اظهار جزع به شكايت كردن به غير با پنهان بودن جزع در باطن . و اعتبار كرد در او پنهان بودن جزع را ؛ چرا كه اگر نبوده باشد جزع پنهانشونده در باطن نمىباشد حبس از براى نفس ؛ پس نمىباشد صبر ، بلكه مىباشد رضا . و مراد به « شكوى » شكايت است به سوى غير حقّتعالى ؛ چرا كه شكايت به سوى خداى تعالى در باب صبر محمود است ؛ آيا نمىبينى تو كه ايّوب عليه السّلام چگونه شكايت كرد به پروردگار خود به قولش كه : أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ « 3 » با آنكه خداى تعالى مدح كرده است او را به قول خودش كه : إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ « 4 » ؛ و چگونه شكايت كرد يعقوب عليه السّلام به قولش كه : إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ « 5 » با آنكه بود او از جملهء صابران . چگونه ( مىباشد شكايت نكردن به خداى تعالى ) و حال آنكه ترك شكايت
--> ( 1 ) . نحل / 127 . ( 2 ) . بقره / 165 . ( 3 ) . ص / 41 . ( 4 ) . ص / 44 . ( 5 ) . يوسف / 86 .